انا فتحنا لک فتحا مبینا
بسم الله الرحمن الرحیم
هُوَ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا (سوره مبارکه اعراف ،بخشی از آیه 189)
اوست آن کس که شما را از نفس واحدى آفرید و جفت وى را از آن پدید آورد تا بدان آرام گیرد
اما جفت روحی چیست؟
همان شخصی است از جنس مخالف هر کس که در کنار هم به آرامش حقیقی می رسند و عدم یافتن این شخص یکی از علل مافوق طبیعی زندگی های نا موفق امروزه است.
چگونه این جفت روحی را بیابیم ؟
بعضی رجوع به نا خود آگاه را بعنوان راه حل نام میبرند
برخی از آگاهی در رویا می گویند
و بنده می گویم "ایاک نستعین" با توسل و توکل بصورتی معجزه آمیز این جفت روحی را خواهید یافت .بلا شک.
چگونه بدانیم این شخص حقیقتا جفتمان است یا خیر؟
باز هم بعضی می گویند به ندای درون در خواب و بیداری رجوع کنید.
بنده نیز می گویم به نشانه ها دقت کنید(شنیداری،دیداری،هم زمانی ها،رویاها و ...)
و اما علت بعدی آشفتگی در زندگی دور شدن از هدف و مسیر اصلی زندگی است.
اصلا زندگی هدف دارد یا خیر؟؟
انه حکیم علیم
حکیم کسیست که کار بیهوده از او سر نیم زند و در هر امری هدفی را دنبال می کند
پس با توجه به حکیم بودن خالق متعال زندگی را هدفیست.
آیا این هدف (هدف اصلی) برای هر شخص با دیگری تفاوت دارد؟
بله.این هدف شخصی را "افسانه شخصی" می نامند که برای هر شخص متفاوت با دیگریست.
و این تفاوت از توان متفاوت ابناء بشر ناشی می گردد.
لاَ یُکَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا (سوره مبارکه بقره ، بخشی از آیه 286)
خداوند هیچکس را جز به اندازه توانش تکلیف نمىکند
این هدف را چگونه بیابیم؟؟
هر کس از زمان کودکی آرزویی دارد که در اکثر موارد همان "افسانه شخصی " اوست.که خاص اوست
مثلا برای انشتین ، فیزیکدان شدن افسانه شخصی بوده شاید!
یا دیگری می آید که یک رهبر باطنی باشد
دیگری می آید که ...
چگونه بدانیم که آرزوی ما همان "افسانه شخصی" مان است؟
با توسل و توکل ، بدنبالش بروید
اگر راه صحیح را رفته باشید ، در ابتدا کمکهای غیبی و ظاهری بسیاری می بینید
این کمکها را می گویند"شانس تازه کار"
اگر شما از این شانس بر خوردار شدید پس حتما در مسیر صحیح قرار دارید.
یا هادی ، اهدنا الصراط المستقیم بحق امام باقر العلوم (سلام الله علیه)
بسم الله الرحمن الرحیم
حال خونین دلان که گوید باز
و از فلک خون خم که جوید باز
هر که چون لاله کاسه گردان شد
زین جفا رخ به خون بشوید باز
شرمش از چشم می پرستان باد
نرگس مست اگر بروید باز
نگشاید دلم چو غنچه اگر
ساغری از لبش نبوید باز
"اینان مشتی متکبر مغرور ،معجب نفور ، مشتغل مال و نعمت و مفتنن مال وثروتند که سخن نگویند الا به سفاهت و نظر نکنند الا به کراهت."
یا مهدی ادرکنی ولا تهلکنی
زنده باد رندان عالم سوز آدم ساز
بسم الله الرحمن الرحیم
یا طائر قدس یا پیر خرابات
مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو
جهان پر فتنه خواهد شد از آن چشم و از آن ابرو
غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی
نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو
هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش
که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو
تو کافردل نمی بندی نقاب زلف و می ترسم
که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هواداری
به تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمان ابرو
سلام الله علی لسان الغیب حافظ شیرازی
خداوند همه ما را خیر عنایت بفرماید بحق خضر نبی(سلام الله علیه)
و الله بصیر بما تعملون
بسم الله الرحمن الرحیم
این نام تنها ٢ بار در قران مجید بکار رفته است و از ریشه "ودد" بر وزن صفت مشبه "فعول" میباشد و معنایش "همیشه مهربان و بسیار مهربان" است.
عرب در ٢ معنا آنرا بکار میبرد
اولا "کسی که بسیار دوست دارد دیگران را"
ثانیا"کسی که بسیار مورد دوست داشتن واقع میشود"
یعنی هم معنای فاعلی دارد و هم معنای مفعولی
علامه طباطبائی(سلام الله علیه) در معنای "مودت" میفرماید:
مودت همان حب است با این تفاوت که ظهوری دارد بصورت فعلی
یعنی حب باطنیست ولی مودت ظاهری و باطنی همراه با بذل و بخشش و..
پس "ودود" در دل خود شامل "رحیم ، رئوف، رزاق، غفور" و اسمائی در این معانی میشود
و اما در خواص این نام به یک خاصیت اشاره میکنم باشد که مفید واقع شود انشا الله:
از بعضی اهل الذکر نقل شده است که در مواجهه با دشمنی قوی این نام ۴٠٠٠ مرتبه خوانده شود ، دشمن دفع میگردد
خدا مودت را در جهان حاکم فرماید
بحق امام حسین سید الشهدا(سلام الله علیه و علی اصحابه)
کربلا همینجاست درون دل مردان حق
بسم الله الرجمن الرحیم
تا که هستی ، مستی
گر که مستی، رستی
مستی چیست؟
مست کیست؟
میمش از مومن
سینش از سلام
ت از تواب
پس مست یعنی مومن سالم تواب
مومن آنست که به عهد الست وفا کند (أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قَالُواْ بَلَى )
سالم آنست که بری از عیب و نقص گردد تا جایی که الله تعالی بر او درود فرستد(سَلَامٌ قَوْلًا مِن رَّبٍّ رَّحِیمٍ )
تواب هم بسیار توبه کننده توبه پذیر است (وَوَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَیْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ)
در کربلا ، اندک اندک جمع مستان میرسد
برو مست شو ، حسین را بشناس
حسینی شو تا حسین شناس گردی
نشسته ای با زهد ریایی ، والله که تا حسینی نشوید زهدتان ریایست
اگر حسینی نیستی
بر تو نمرده به فتوای من نماز کنند
حسینی اسم شیعه نیست
چه بسیار نا مسلمان حسین صفت
اسلام به سالمی روحست
نه به اسم و لباس خاص
آقا جان یار حق شو تا کربلایی شی
از حق بدور بودن و تکفیر دیگران دلشاد کردن شیطان است
آقا جان یزید را رو سفید نکن
توبه کنیم تا سالم شویم
بعهد وفا کنیم تا مست می ناب حسین در ساغر کربلا شویم
آقا جان چه بگویم
که دل خون است بگذار که نگویم
بس است حامد چه میگویی که گوش شنوا کو
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
درسومین شب رحلت یاران
یا علی مدد
انا لله و انا الیه راجعون
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام الله علی حسین ابن علی
یا ثار الله ، حسین علی ،عالم ربانی ، مجتهد معتقد، گلی از باغ ابرار الحسین
بسوی شما پر کشید
روزی که یوسف نبی(سلام الله علیه) از زندان آزد گشت ، روزی که سید الشهدا کربلا را به قدوم خود منور ساخت
آیت خدا ، حسین علی منتظری از زندان تن رها گشت
روحش در جوار سالار شیهدان آرام گیرد انشا الله
ما شاء الله لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
یا علی مدد
روشهای تعیین تعداد اذکار
بسم الله الرحمن الرحیم
در باب تعیین عدد روشهای مختلفی وجود دارد که بتعدادی اشاره میشود ، بنا به درخواست دوستان.
١_بعدد خود ذکر بحساب ابجد(کبیر،اکبر،صغیر،اصغر،وسیط،اوسط،جعفری،علوی،محمدی،دانیالی و ..)
٢_بعدد تکسیر (قواعد تکسیر در علم جفر چند گونه هستند:مغربی ،سید حسینی و ....)
٣_عدد ذکر بحساب ابجد در ۴ ضرب میشود (۴ عنصر آب و باد و خاک و آتش)
۴_عدد ذکر در ٧٠ ضرب میشود (بنا بر این اعتقاد که هر ذکر ٧٠ بطن دارد)
۵_بعدد نام خود به ابجد
۶_بعدد نام خود + نام مادر به ابجد
٧_عدد ذکر+عدد نام+عدد نام مادر
٨_عدد طالب + عدد مطلوب(مثلا برای مودت بین علی و احمد ذکر ودود را ١۶٣ مرتبه میگویند ١١٠+۵٣=١۶٣)
٩_بعدد بسط ذکر مثلا برای علی:
ع=عین=١٣٠
ل=لام=٧١
ی=یا=١١
علی=عین لام یا=٢١٢
١٠_بعدد نام اولیا،انبیا،ائمه و یا ملائک (سلام الله علیهم اجمعین)
١١_بعدد نام فرد+ عدد نام ملک موکل بر فرد
١٢_عدد ذکر(یا عدد تکسیر) + عدد نام اولیا
مثلا عدد تکسیر ضرب در ٣ باسط برابر ١٢٩۶ بعلاوه عدد ١٢٨ که نام حضرت حسین (سلام الله علیه) میباشد ،١۴٢۴ مرتبه
١٣_بعدد اسما الله
بعنوان مثال یا نور را بعدد الله یعنی ۶۶مرتبه میخوانند
همانطور که ملاحظه شد روشها متفاوت است بازهم بنا به نظر مشایخ،اما بعضی معتقدند که ذکر و عدد باید از معصوم رسیده باشد.
اما در تعیین تعداد روزختم اذکار نیز روشها گوناگون است که بنده به چند روش در اینجا اشاره میکنم:
١_۴٠ روز(چله موسی و عیسی و داوود)
٢_٧ روز(٧ روز سکوت حضرت زکریا)
٣_٣ روز(٣ روز روزه سکوت حضرت مریم)
۴_بر حسب عدد ذکر
الف_بعدد خود ذکر(یعنی اگر عدد ذکر ۴١ است، عدد روز ختم هم ۴١ میباشد)
ب_فرض کنید عدد ذکر ١٩٣١ باشد.
١+٩+٣+١=١۴
١+۴=۵
۵+١۴=١٩
یعنی ١٩٣١ مرتبه در ١٩ روز
۵_بر اساس تعداد روز ماه قمری یا شمسی(٢٨ یا ٣٠ روز)
۶_بعضی نیز شرط توان و یا حصول مراد را برای اتمام ختم کافی میدانند.
٧_بتعداد ١٢ امام یا ١۴ معصوم یا ۵ تن و ...
اما زمان ذکر گفتن با توجه به قران و احادیث و روایات عبارتند از:
١_سحر(بین الطلوعین)
٢_شب(ثلث آخر)
٣_بعد از نمازهای یومیه
اما اینکه چه ذکری را روز یا شب باید گفت ،اساتید علوم غریبه روشی دارند بدین صورت که :
اگر وزن حروف نورانی بر حروف ظلمانی چربید ،ذکر را در روز گفتن بهتر است و بالعکس.
و حروف نورانی حروف جمله زیرند:
صراط علی حق ، نمسکه
ترجمه:راه علی حق است،بدان تمسک می جوئیم
که جمله بالا با استفاده از حروف مقطعه اول سور قران مجید ایجاد شده است.
با مودت باشید
دیو چو بیرون رود فرشته در آید
بسم الله الرحمن الرحیم
آقا جان فاتحه دین را خواندید بنام دین
چرا دین خدا را عوض کردید؟
چرا شریعت را بر مردم سخت کردید؟؟
آنقدر سخت گرفتید که خلق را از خدا بریدید؟
مگر دین رسول الله دین سهل و راحتی نیست؟؟مگر معصومین نفرمودند:"هر چیز ، به هر شکل و صورت و در هر زمان و مکان طاهر است،مگر آنوقت که علم یقینی به نجاست آن پیدا کنی."
مگر رسول خدا نفرمود:"من بر شریعت بدون گیر و بند ، و شریعت قابل اغماض و گذشت ، وشریعت آسان مبعوث شده ام."
دین را واژگون کرده اید ، دست از سر مردم بردارید، مردم را با خدا و دین سهلشان رها کنید.راه خدا را سخت کرده اید .بر مفتوح قفل نزنید . شما را به رسول الله راه توجه به خدا را نبندید.
این مردم بدیخت را حین نماز و از میقات تا خروج شما از خدا جدا میکنید ، که مبادا نجس باشم یا که شانه ام از کعبه کج نشود، مبادا طواف نساء ام غلط باشد و زنم بر من حرام ، نمازم باطل شود ، مبادا در طواف از مطاف خارج شوم.
آقا جان هیچکدام اینها در شریعت محمدیه نیامده، همین نماز معمولیه مردم درست است، طوافشان صحیح است ، شما آنرا باطل میکنید؟؟!!!
تمام احتیاط هایی که آورده اید و باعث غفلت از خدا میشود غلط است آقا جان
کجا در زمان رسول الله این احتیاط ها بود ، نبود آقا نبود.
مگر نخوانده اید "و تبتل الیه تبتیلا"( و یکسره از همه ببر و به خدا روی آور)
آقا جان همه چیز حلال و پاک است مگر اینکه بر حرمت و نجاستش یقین باشد.اینقدر مردم را بشک نیندازید که
الشک من الشیطان(شک از شیطان است)
ربنا اغفرلنا ذنوبنا
لا حول ولا قوه الا بالله
بسم الله الرحمن الرحیم
قهار(غضب کننده):این اسم بر وزن "فعال" صیغه مبالغه است و بر صیغه مبالغه در ادبیات عرب بر کثرت دلالت دارد.پس قهار یعنی "بسیار قهر کننده بر خصمان و دشمنان" و نیز برخی گفته اند بعمنی "شکننده گردن گردن کشان به انواع رنج و خواری" می باشد.
قهار در تقسیم بندی ما در زمره اسما فعلیه جلالیه قرار میگیرد و از نظر معنا بنوعی در تضاد با "لطیف" میباشد.
عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد
ای عجب من عاشق این هر دو ضد
اما در آخر خدا را به حسین بن منصور حلاج (سلام الله علیه) قسم میدهم که قهرش را بر ظالمین و لطفش را بر مظلومین جهان نازل بفرماید ، نازل کردنی عجاب
نصر من الله و فتح قریب
بسم الله الرحمن الرحیم
بدیع(آفریننده چیزهای نو): در کتاب کافى و کتاب بصائر، از سدیر صیرفى روایت کرده اند که گفت: من از حمران بن اعین شنیدم: که از امام باقر (سلام الله علیه) از آیه (بدیع السموات و الارض) مى پرسید و آنجناب در پاسخش فرمود:" خداى عز و جل همه اشیاء را بعلم خود و بدون الگوى قبلى آفرید، آسمانها و زمین را خلق کرد، بدون اینکه از آسمان و زمینى قبل از آن الگو گرفته باشد." علامه طباطبائی(سلام الله علیه) در معنای این کلمه میفرماید: "کلمه (بدیع ) صفت مشبهه از مصدر بداعت است ، و بداعت هر چیز، بمعناى بى مانندى آنست، البته مانندى که ذهن بدان آشنا باشد." و میدانیم که صفت مشبهه در زبان عرب دال بر تداوم است پس بدیع یعنی آنکه خداوند همواره ابداع میکند ، نه یکبار و برای همیشه. بدیع ازآن قبیل اسمائی است بر وزن فعیل که گاهی به معنی "مُفْعِل"از باب افعال هستند .بدیع از ماده ( ب،د،ع ) ساخته شده است بدین معنی که کاری آغاز شود وانجام داده شود که در نوع خود اولین کاری است که انجام میشود یعنی بدون نمونۀ قبلی انجام گیرد و( بدیع السموات والارض ) یعنی خداوند آسمانها و زمین را از روی نمونه دیگری نیافریده و تنها بر اساس طرحی است که از علم او ناشی بوده،خود این کار را آغاز کرده و انجام داده است.در نتیجه خداوند هم مبتدع و هم بدیع کل شی هست.
اهل طریقت گویند که "بدیع" یعنی نو آفریننده هر چیزی بی سابقه و این نامیست که آسمانها به کوکب و زمین به اشجار ،مزین به برکت این اسم است و یوسف (سلام الله علیه) از زندان به بزرگواری این اسم نجات یافت و عزیزی مصر رسید.و گویند خدا بدیع است یعنی همه چیز را از کتم عدم به صحرای وجود در آورده بنوعی که نظیر ندارد ، و از بی نظیر هرچه آید بی نظیر خواهد بود. اینجاست که فلاسفه میگویند هر موجودی ذاتا بدیع الوجود است و مشابهی به کمال (یعنی ١٠٠% مشابه) ندارد. بدیع در تقسیم بندی ما در زمره اسماء فعلیه جمالیه قرار میگیرد هرچند که بعضی آنرا در زمره اسماء کمالیه میدانند ،اما با توجه بمعنی این اسم مبارک جمالی بودن آن ارجح می نماید. سلام الله علی عیسی روح الله
